النسائي ( مترجم : فتح الله نجارزادگان )

210

خصائص أمير المؤمنين ( ع ) ( ويژگيهاى على بن ابى طالب ع ) ( فارسي )

دارد » 11 ، 12 ، 14 ، 15 ، 22 ، 126 لأعطينّ الراية غدا رجلا يحبّ اللَّه و رسوله « فردا پرچم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد » 20 ، 23 لأعطينّ اللواء رجلا يحبّ اللَّه و رسوله « پرچم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد » 16 لأعطينّ هذه الراية رجلا يحبّ اللَّه و رسوله « اين پرچم را به مردى مىدهم كه خدا و رسولش را دوست دارد » 19 ، 54 لأعطينّ هذه الراية غدا رجلا يفتح اللَّه له « اين پرچم را به مردى مىدهم كه خداوند پيروزى را نصيب او مىكند » 17 لا إله إلّا اللَّه العظيم الحليم « نيست خدايى جز خداوند بزرگ و بردبار » 25 - 30 لا تقعنّ يا بريدة في علي « اى بريده ، به على خرده نگير » 90 لا يحبّك إلّا مؤمن « [ اى على ] جز مؤمن تو را دوست نمىدارد » 98 ، 100 - 102 لا يذهب بها إلّا رجل هو منّي و أنا منه « اين را نمىبرد جز مردى كه از من است و من از او هستم » 24 لا ينبغي أن يبلغ هذا إلّا رجل من أهلي « سزاوار نيست اين را برساند جز مردى از اهل خودم » 74 ، 75 لينتهينّ بنو وليعة أو لأبعثنّ إليهم رجلا كنفسي « بايد طايفهء بنو وليعه از اين راه و رسم دست بردارند يا آن كه به سوى آنان مردى را روانه مىكنم كه از خودم است » 71 ما أنا أمرت بإخراجكم ، ما أنا فتحتها و لا سددتها « من از پيش خود دستور به اخراج شما ندادم من از پيش خود آنها [ درهاى مسجد ] را نگشودم و نبستم » 40 ، 41 ما تريدون من علي ؟ إنّ عليّا منّي « از على چه مىخواهيد ؟ على از من است » 88 ما سألت ربّي شيئا إلّا أعطاني و ما سألت لنفسي شيئا إلّا و قد سألت لنفسي شيئا إلّا و قد سألت لك « هيچ چيز از پروردگارم نخواستم جز آن كه به من داد و هيچ چيز براى خود نخواستم جز آن كه براى تو [ اى على ] نيز خواستم » 147 مالك يا أبا تراب ؟ « تو را چه مىشود اى ابو تراب ؟ » 153 ما منكم أحد إلّا و له حامة « هيچ كس از شما نيست جز آن كه فردى مخصوص به خود دارد » 60